آداب و رسوم ازدواج در اشکذر

کشور عزیزمان ایران سرزمینی است پهناور با مردمانی مختلف ، مردم هر شهر و روستای آن دارای فرهنگ و آداب و رسوم خاص و شاید متفاوت از یکدیگر هستند ، گرچه امروزه با وجود ارتباطات متعدد فاصله شهر ها از میان برداشته شده و شکل سنتی آداب و رسوم محفوظ نمانده است با این وجود هنوز اثراتی از آداب و رسوم سنتی را می توان در مراسم و آیین ازدواج هر محلی دید که شاید بیان آن مخصوصاً برای غیر بومی ها خالی از لطف نباشد لذا بر آن شدیم تا آداب و رسوم ازدواج در اشکذر را طی دو قسمت به خوانندگان گرامی ساباط تقدیم کنیم که قسمت دوم آن در شماره آینده منتشر خواهد شد . وقتی در خانواده ای پسری به سن جوانی و ازدواج نزدیک می شود هرازگاهی اعضای خانواده یا افراد دیگری از فامیل در موقعیتی مناسب به سن ازدواج رسیدن پسر جوان را به او یادآوری می کنند و تقریباً از بیست سالگی به بعد اگر جوان ازدواج نکرده باشد این یادآوری ها مکرر می شود . مخصوصاً در مراسم ازدواج دیگران ، افراد فامیل به جوان مجرد یادآوری می کنند که وقت ازدواج فرا رسیده یا دارد دیر می شود و او را تحریک و تشویق می کنند تا دیر نشده فکری بردارد و احیاناً با طنز و لطیفه هایی به او گوشزد می کنند که اگر ازدواج به موقع نباشد لطفش را از دست می دهد و هر چه که شرایط جوان برای ازدواج مساعد تر شده باشد این تذکرات هم بیشتر می شود و پدر و مادر و مخصوصاً خواهران بزرگتر اگر ازدواج کرده باشند و دایی و عمو و بیشتر خاله اگر داشته باشد آمادگی خود را اعلام می کنند که با اشاره اوِ ، با سَر می دَوَند و کافی است او فقط به اصطلاح لب تَر کند تا آنها همه کارها را با جان و دل انجام دهند تا جوان سروسامانی بیابد . این تذکرات و اعلام آمادگی ها ادامه می یابد تا جوان به این نتیجه می رسد که وقت آن رسیده تا برایش آستین بالا بزنند .

پیدا کردن عروس

بعد از اینکه جوان با ساکت ماندن در برابر پیشنهادات مادر و خواهر یا دادن جواب مثبت ، موافقت خود را برای ازدواج اعلام می کند اگر جوان دختر معینی را در نظر ندارد بستگان خیلی نزدیک و در مرتبه اول مادر و خواهران ، دختران متعددی از فامیل و همسایه و از جاها و محله های دیگر که می شناسد برای پسر جوان بر می شمارند و خانواده دختر را به جوان معرفی می کنند و گفتنی ها را می گویند و پس از اینکه پسر جوان درباره دختران معرفی شده از مادر و خواهر و احیاناً اشخاص دیگر جواب سوال های خود را می گیرد در مورد چند نفر که بیشتر نظرش را جلب کرده اند تحقیقات بیشتری می کنند سرانجام دختری را انتخاب می کند که معمولاً با یک استخاره توأم است و بقیه فراموش می شوند . مادر و خواهران بدون این که خانواده دختر خبر داشته باشند سعی می کنند اطلاعاتشان را کامل کنند و نکته ای مبهم و ندانسته نماند . اخیراً اگر ضرورتی ببیند برنامه ای ترتیب می دهند که پسر جوان بتواند دختر انتخاب شده را ببیند و احیاناً چند کلمه ای با هم حرف بزنند و چنانچه تفاهمی صورت بگیرد خواستگاری انجام می شود .

marriage

خواستگاری

از طریق یکی از بزرگتر های خانواده داماد با پدر یا بزرگ خانواده عروس تماس گرفته می شود و موضوع کار خیر به اطلاع خانواده عروس می رسد و خانواده عروس برای جواب دادن چند روز وقت می گیرند و پس از مشورت هایی که به عمل می آورند اگر چه داماد مورد پسند و قبولشان نباشد خانواده عروس با جواب هایی مثال : فعلاً وقتمان نیست ، استخاره مان بَد آمده و از این قبیل ، خواستگار را رَد می کنند و اگر با بررسی و تحقیقاتی که می کنند داماد مورد قبول و پسند شان بود جواب مثبت خود را به اطلاع خانواده داماد می رسانند . البته اگر ازدواج فامیلی باشد این مرحله معمولاً سریع تر انجام می شود . به هر صورت بعد از این که خانواده داماد جواب مثبت را دریافت نمودند به فاصله دو ، سه روز خود را برای خواستگاری رسمی آماده می کنند . بزرگتر های فامیل مثل دایی ها ، عمو ها ، خاله ها و عمه ها را خبر می کنند زمان معینی را که معمولاً شب می باشد تعیین می کنند و به اطلاع خانواده عروس می رسانند در زمان تعیین شده خانواده داماد با بزرگ تر های فامیل و با شیرینی و گل و انگشتر یا حلقه برای عروس به خانه عروس می روند . خانواده عروس با آمادگی قبلی از خانواده داماد با چای ، شیرینی ، شربت و میوه پذیرایی می کنند . صحبت ها ابتدا خارج از موضوع است از وضعیت کار و کاسبی و مسائل روزمره و احیاناً مسائل سیاسی روز با خاطراتی از گذشته بزرگتر ها و لطیفه هایی از جوان ها که با خنده و شادی توأم است مدتی از وقت مجلس سپری می شود تا این که یکی از بزرگتر ها از طرف خانواده داماد از مجلسیان می خواهند که اجازه بدهند بروند سر اصل مطلب آن گاه مذاکراتی و مشورت هایی سه جانبه و معمولاً آهسته و گاهی در گوشی در مورد شرایط طرفین برای عقد و ازدواج که عمده آن بحث مهریه می باشد بین پدر داماد و پدر عروس به انجام می رسد . تعیین مهریه غالباً با تعارف توأم است و طرفین تاکید می کنند که به لطف خدا زندگی خوبی داشته باشند مهریه را کی داده کی گرفته که البته گاهی به چانه زدن هم می کشد ولی غالباً خیلی زود توافق حاصل می شود . با پایان یافتن مذاکرات در مجلس مردانه یکی از محارم خانواده عروس به مجلس زن ها می رود و در آنجا نتیجه مذاکرات را به اطلاع زن های خانواده عروس مخصوصاً مادر عروس و خود عروس می رساند و گاهی ضرورت پیدا می کند آن واسطه چند بار بین مجلس مردها و زن ها رفت و آمد کند و در نهایت با یک صلوات دسته جمعی نتیجه مذاکرات که میزان مهریه می باشد و بیشتر سکه یا تمامی یا سه دانگ خانه است را به اطلاع عموم حاضرین رسانده می شود و با یک صلوات بلند دسته جمعی دیگر موضوع تعیین مهریه پایان می یابد صرف شام در خانواده هایی که تمکن و بضاعتشان مجال بدهد پایان برنامه این شب است و مهمانان با آرزوی خوشبختی برای عروس و داماد با خانواده عروس خداحافظی می کنند .

خرید عروسی

با توجه به این که در قدیم مغازه های لازم برای خرید عروسی در اشکذر وجود نداشته مردم برای خرید عروسی به شهر یزد می رفتند. در یک شبانه روز قبل از روزی که برای خرید تعیین شده است هم خانواده عروس و داماد اقوام و فامیل های نزدیک و مخصوصاً زن هایشان را به برای شرکت در مراسم خرید دعوت می کنند . این دعوت عمدتاً جنبه تعارف ، رعایت ادب و احترام دارد و قریب به اتفاق دعوت شوندگان ضمن تشکر و قدردانی ، عزر آورده و از رفتن به خرید خودداری می کنند . برای خرید معمولاً غیر از عروس و داماد و پدر و مادرهایشان چند نفر از خواهر برادر های بزرگتر عروس و داماد هم حضور می یابند . از صبح با هماهنگی با وسیله نقلیه ای که قبلاً در نظر گرفته شده به یزد می روند در شروع خرید یک جعبه شیرینی تهیه می شود و خرید کنندگان به هر مغازه ای که وارد می شوند تعارف می کنند . معمولاً قرآن و آیینه شمعدان اولین خرید است که با نظر و سلیقه عروس و داماد انتخاب می شود ، وجه آن را خانواده داماد می پردازد . بعد لوازم آرایش ، کفش و ساعت برای عروس و داماد و طلا و جواهر برای عروس ، حلقه برای داماد و پارچه های مناسبی برای والدین عروس و داماد و احیاناً پارچه هایی مناسب و درخور برای خواهر و برادران عروس و داماد خریداری می شود . پرداخت وجوه اجناس مربوط به عروس به عهده خانواده داماد و باالعکس می باشد . ظهر ناهار در رستوران یا در منزل پدر داماد و اخیراً در منزل پدر عروس صرف می شود و اگر هنوز مواردی از خرید باقی مانده باشد به عصر موکول می شود . اقلام خریداری شده آنچه متعلق به عروس و خانواده اوست به خانه پدر داماد برده می شود و در شب همان روز یا در فرصت مناسب دیگری با یک جعبه شیرینی به خانه عروس می آورند و باالعکس . و در همین یکی دو روز عروس و داماد به اتفاق برای انتخاب کارت عروسی به محل چاپ کارت عروسی می روند و با هماهنگی خانواده عروس و داماد لیست اسامی خانواده هایی که باید به عروسی دعوت شوند تهیه می گردد و با آماده شدن کارت های عروسی ، کارت های متعلق به فامیل و مدعوین وابسته به هر طرف از طریق خودشان توزیع می شود . در خلال آن دفتر خانه ازدواج با هماهنگی تعیین می شود و آزمایش خون و کارهای مقدماتی لازم دیگر صورت می گیرد .

ساباط شماره ۳ مهر ۸۴

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *