حاجی صدیقه

چند شب پیش زنی در اشکذر از بستر بیماری به ابدیت پیوست زنی که ۳۵سال پیش شوهرش در جبهه جنگ به شهادت رسیده بود و او مانده بود و شش فرزندی که بزرگ‌ترین شان دوازده ساله بود و اکنون مسوولیت شان افتاده بود روی دوش او او مانده بود و کوله باری سنگین در بیابان تنهایی و مقصدی که مردی می خواست چند مرده راه هموار نبود و فراز و نشیب ها داشت و او بار بردوش نهاد چشم به افق دوخت و پیش رفت و رفت و رفت تا یک روز که خورشید طلوع کرد و دید هر شش فرزندش در خانه و کاشانه خود اند احساس کرد بارش را به مقصد رسانده مثل دونده جنگ ماراتن از رمق افتاد و راه آخرت در پیش گرفت و ذره ذره خود را از دنیا و ما فیها  رهانید و جان به جان آفرین سپرد خداییش غریق دریای خویش نماید

مهدی جعفری نسب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *