صفحه اصلی

پسری که برای دستشویی رفتن اجازه نمی گرفت

نام اصلی‌اش شعبان جعفری بود و خودش می‌گفت: “معلم که می‌اومد و بچه‌ها می‌خواستن برن دستشویی، اینجوری می‌کردن ‍‍‏‏‏‏(انگشت سبابه را به نشان اجازه ‌گرفتن بالا می‌برد‏‏) آن وقت معلم می‌گفت: «برو!» من این کارو نمی کردم، هر وقت می‌خواستم راهمو می‌کشیدم می‌رفتم بیرون. اون وقت معلمه با انگشت می‌زد به شقیقه‌ش و به بچه‌ها می‌گفت: «مخش خرابه! مخ نداره!» از همون جا اینا اسم ما رو گذاشتن: «بی‌مخ».
شعبان جعفری به گفته خودش در روز اول فروردین ۱۳۰۰ در محله سنگلج به دنیا آمد او را به مدرسه فرستادند، چهار سالی بیشتر دوام نیاورد. ۱۲ ساله بود که پدرش فوت کرد و از زمان ترک مدرسه تا ۱۵ سالگی که برای اولین‌بار به خاطر کتک‌کاری به زندان افتاد، به کارهای مختلف از شاگرد بقالی مغازه پدرش گرفته تا شاگرد ریخته‌گری و آهنگری و سپس سوهان‌کاری در اداره قورخانه تهران پرداخت.
هر چند او سر دسته چاقو کشان شهر تهران شد اما در خاطراتش اصرار داشت که هیچ‌گاه دست به چاقو نبرده است، حتی در ماجرای حمله به مرحوم حسین فاطمی یکی از اعضای جبهه ملی که تقریبا همه از چاقو زدن او یاد می کنند او اصرار دارد که “…بله می گم به جون بچم تا حالا من دست به چاقو نکردم، من چاقوکش نیستم، این که خدمت شما عرض می کنم، فاطمی را دولت محکوم کرد.”
در ماجرای ۲۸مردادماه ۱۳۳۲شاه که در این مدت در خارج از کشور و در شهر رم به سر می برد بعد از ۳ روزی که طول کشید به تهران آمد و شعبان بی‌مخ معروف به چاقو کش تهران، مردی که تا ظهر ۲۸ مرداد در زندان بود، بالای پلکان هواپیما تاج گلی گردن شاه انداخت و اینجا بود که معروف به لقب شعبان تاج بخش شد.

 

از نکات اعجاب انگیز تاریخ معاصر ایران را می توان مرگ شعبان جعفری در همان روز ۲۸ مرداد در سال ۱۳۸۵ دانست. شعبون بی مخ در این روز در بیمارستانی در کالیفرنیا در گذشت مردی که که نامش با ۲۸مرداد برای همیشه عجین شده است

 

saten.ir

 

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن