تاریخ شفاهی اشکذردانشنامه اشکذرصفحه اصلی

داستان اولین ماشینی که به اشکذر آمد!

کسی اول باور نمی کرد می گفتند آتش می کنی آتش خودش می بردش می گفتند: یک چیزی مثل آم غربال می ماند. کله این طرف و آن طرف می کند. آتش خانه هم دارد. می گفتند آتش تویش می سوزد پیدا نیست

اولین ماشینی که به اشکذر آمد ماشین فرماندار یزد بود. در زمان رضاشاه . ماشین فرماندار اینجا گیر کرده بود و رد نمی شد من می رفتم نماز بخوانم صدایم زدند بیلم را آوردم و راهش را باز کردم گفتند: قیامی فرماندار است.

مردم هم می آمدند می دیدند که ماشین چطور است. اما من جلوتر در قادر آباد دیده بودم .پوش روی ماشین کشیده بودند تا یک وجب مانده روی زمین پوش بود. من که در قادر آباد ماشین دیده بودم برایشان تعریف می کردم ولی مردم تا خودشان ندیده بودند باور نمی کردند. بعد که رفته بودند مشهد دیده بودند. من که جلوتر ماشین ندیده بودم یک نفر رفته بود بمبئی تعریف می کرد که ماشین این طور است کسی اول باور نمی کرد می گفتند آتش می کنی آتش خودش می بردش می گفتند: یک چیزی مثل آم غربال می ماند. کله این طرف و آن طرف می کند. آتش خانه هم دارد. می گفتند آتش تویش می سوزد پیدا نیست. بعضی ها تا ندیده بودند می گفتند دروغ است. اول که خود مردم ندیده بودند هر کس که از مشهد یا بمبئی می آمد می گفتند ما هم دیده ایم . ماشین قیامی که آمد روی حسینیه بخشداری. مردم می آمدند می دیدند.اولین ماشین هم پدر حاجی عباس به اشکذر آورد پوش رویش کشیده بودند. بعد هم داماد حاج اسماعیل طالب، ماشین آورد.

راوی مرحوم حاج محمد خسروی

منبع:با اندکی ویرایش پیک نصر بهار ۸۱، شماره ۷

عکس یادگاری چند تن از اهالی شهر یزد در سال ۱۳۰۴ شمسی در کنار اولین اتومبیلی که وارد این شهر شد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن