صفحه اصلی
نماز بی ارزش

مردی به امام جماعتی گفت:امروز در مسجد مشغول نماز بودم که دیدم دزدی می خواهد کفش هایم را ببرد، من نماز را قطع کرده و نگذاشتم، دزد کفش هایم را ببرد.
آیا باید نمازم را دوباره بخوانم؟
امام گفت:کفش های تو چه مقداری ارزش داشت؟
مرد گفت:دو تومان.
امام گفت:لازم نیست نمازت را دوباره بخوانی، چون نماز تو دو ریال هم نمی ارزید!
منبع:حکایت ۴۲۱ هزار و یک حکایت عبرت انگیز (گنجیه ی لطایف ص ۲۵)




