جانباز اشکذری، سرباز ایرانی سریال سلمان فارسی شد !
جانباز اشکذری تعریف می کرد : تجربه همه چیزی داشتیم جز بازیگری تا این که زنگ زدند برای نقش یک سرباز ایرانی در جنگ ایران و روم در پروژه فاخر سلمان فارسی شرکت کنیم آن هم با چند تن از جانبازان !

“چند وقت پیش زنگ زدند از صدا و سیما که چند نفر از جانبازان به تهران برویم ! آن هم برای بازیگری !”
این جملات را جانباز عزیز حسن نیرواند خواه گفت ! او که برای ذکر خاطرات دوران دفاع مقدس به کلاس آمادگی دفاعی نهمی های مدرسه لقمان حکیم آمده بود! پس از ذکر خاطرات جانبازی خود گفت : تجربه همه چیزی داشتیم جز بازیگری تا این که زنگ زدند برای نقش یک سرباز ایرانی در جنگ ایران و روم در پروژه فاخر سلمان فارسی شرکت کنیم آن هم با چند تن از جانبازان !
آخر قرار بود صحنه های طبیعی باشد ما را انتخاب کرده بودند چون دست نداشتیم صحنه ها طبیعی جلوه کند ! قرار بود در صحنه هایی که ما نقش سرباز ایرانی داشتیم پیشرفت تمدن ایران در حوزه بهداشت و داشتن بیمارستان به خوبی نشان داده شود ! سخت ترین قسمت کار هم دو چیز بود یکی این گریم های سنگینی بود که روی تک تک بازیگران اجرا می کردند از هفت صبح تا چهار بعدازظهر! باید همان اول وضو می گرفتیم که نماز ظهر و عصر را با همان وضو بخوانیم چون امکان به هم زدن گریم نبود! یکی هم تمرین زبان اصیل فارسی بود که باید در گفتگوها به کار می بردیم ! حدود هشت روزی کار ما طول کشید آن هم برای پنجاه ثانیه فیلم ! تازه فهمیدم چقدر این پروژه های فاخر سینمایی مثل سلمان و مختار سخت زحمت دارد!
پس از این هشت روز به من پیشنهاد شد که کارم را به عنوان یک مغازه دار در بازار ایرانی ها ادامه دهم که گفتم در توانم نیست !
واقعا هم نشینی با آقای میرباقری هم لذت بخش بود ! واقعا هم متواضع بود و هم با جانبازان خیلی رفیق و احترام زیاد می گذاشت





