صفحه اصلی
دکتر به همرا پدر بچه مریض ، گریه و زاری کرد!

یکی از دوستانم گفت یک شب ، مردی به مطب دکتر پاکنژاد می آید تا جواز دفن بچه اش را بگیرد، در صورتی که بچه را دوشب قبل برای دیفتری آورده بودند! دکتر تا موضوع را می فهمد ، برآشفته میشود و می گوید مگر سرم ضد دیفتری بچه را تزریق نکرده ای ؟ و پدرمریض می گوید به خاطر این که پول نداشته ، نتوانسته است سرم فرزندش را بزند ، دوستم تعریف می کرد که دکتر به اندازه ای ناراحت شده بود که فریاد زده و گفته : مگر من مرده بودم؟ چرا نیامدی از من پول بگیری ؟ و به همرا پدر بچه مریض ، گریه و زاری می کند.
مصاحبه شاهد یاران با حجه الاسلام نادر زاده، ص 49




