“رئیس+ی در اسم و مرئوسی در رسم” دلنوشته اشکذری ها برای سیدالشهدای خدمت

همزمان با ۳۰ اردیبهشت روزی که در تقویم کشور عزیزمان به نام شهدای خدمت نامگذاری شده است ، گفتیم دلنوشته، قطعه ادبی و شعرهایی از اشکذری ها که تقدیم به سیدالشهدای خدمت آیت الله رئیسی شد نشر دهیم
در دلنوشته و قطعه ادبی از انجمن ادبی شهید گمنام اشکذر با عنوان ” رئیس+ی”در اسم و مرئوسی در رسم آمده است :
رئیس+ی بود در اسم و در رسم مرئوسی و نوکر مردم/”دلم برای رئیسی سوخت” شناسنامه زندگیش/کاری جز اضافه کردن صحن به حرم امام رئوفِ نداشت/خادم الرضایی بالاترین مدال برای زندگی آن سویی اش/گفت:”مرز حرم آنجاست که خادم الرضا خدمت کند و بس”/فرقی نمی کند خادمی ایران، سقا طلا یا سقایی اطفال غزه اش/آری ابراهیم نه فقط خادمِ جمهور سه ساله بود/ او بت شکن کجی پس از جنگ تا به امروز با تبرِ در کوله اش
کانال ساقی مژده ها”شعرهای نوجوان شاعر اشکذری” سید حسین ذبحی دو شعر را منتشر کرده:
شعر اول”قدش تا نشد”
هر زبانی باز شد انگیزه ای نجوا نشد
زخم هایش تازه تر شد، زخم هایش وا نشد
طعنه ها را خسته کرد اما خودش خسته نشد
راه اگر بن بست شد، یأسی در او پیدا نشد
قد کشیده باور و امید روی شانه اش
زیر چَک های خزان رویید، قدش تا نشد
اهل حرف و تکه؟…نه…تکیه به حرف عشق زد
غیر از او در هیچ کس این گونه عشق معنا نشد
طفل غزه، کودک پایین شهر و
زخم کار
هر کجا مظلوم بود او بود، دنیا جا نشد
بخدا دنیا برای عشقبازان جا نشد
خواستم از او بگویم، بغض… آه.. اما نشد
شعر دوم:
از صندلی ریاست تا تکیه بر صحرا”
آسمان ابری و زمین ابری، هردو دلتنگ از جدایی ها
پیر مرد دهات دلخوش بود، پیرزن چشم بسته بر فردا
غنچه اشک شوق را آرام، زیر آن پلک ها رها کردی
با کدامین دلیل قبول کنیم؟ آتش سوزناک رفتن را
زیر آن شعله ها شکفته ای و آبرو داده ای به رویش ها
خستگی ناپذیری ات داده است، بر شکوه نهال ها معنا
خاک و خون آتش و مه و سرما، بیمه کردی شکوه خدمت را
صندلی ریاستت کم بود؟ که زدی تکیه بر دل صحرا
زخمی از طعنه ها و تهمت ها و سراپا ز نور ایمانی
دیگران نیش را زدند به تو، تو به ما نوش داده ای اما
در یک قطعه ادبی و دلنوشته اشکذری ها اینگونه آمده:
باز امام طلا مدال می دهد ،مدال رضا می دهد/این بار این مدال به رئیسی که خادم است می دهد/چقدر شنیدیم حدیث سیدالقوم که کیست /انگشت اشاره امام رضا خادمش را نشان می دهد/خوابیدن اقیانوس روی تخت رود، خنده دار نیست
صحرا به آنکه میز کارش ،میدان است آغوش می دهد
در دلنوشته دیگری که شب مفقودالاثری شهید رئیسی را تصویر کشیده آمده:
دوربین و رسانه همیشه از تو عقب تر بود
چه شد که حرف اول رسانه ها شده ای
این حرف را یک مسئول بلند پایه کشوری می گفت ؛” در سفرهای استانی به پای حاج آقا رئیسی نمی رسیم ”
اصلا نکند دلت سوخته و می خواهی دوربین ها را امشب استراحت کنند شاید دوباره و به تو برسند و شاید آن مسئول هم باید نفسی بکشد




