لبخندالعلما، شوخی های طلبگی (7)

طنز و شوخطبعی اگر نگوییم «جزءِ ذاتیِ» طلبگی است، لااقل «عرضیِ لازمِ بیِّنِ» آن هست.
شرح این سخن سنگین اینکه «مجموعهای از عوامل چون حاضرجوابی، لطافت طبع، تسلط ادبی، دقت و تیزبینی و… در میان علمای دینی موجب شده تا طنز و شوخطبعی در میان آنها بیش از دیگران باشد.»
البته از آنجا که علمای بزرگ در این وادی بامشان بیش است، برف بیشتری هم دارند، بهگونهای که این موضوع از آنها شخصیتی فوقالعاده خوشمشرب به وجود آورده است.
هرچند گاهی شوخطبعی در میان آنها سطحی متفاوت با دیگران دارد و لذت بیشتر از آن نیاز به آگاهیهای بیشتری هم دارد.
به هرحال طنز و شوخطبعی در حوزه جایگاه خاص خود را دارد و حتی بعضی از طنزپردازان صریحاللهجه و بازیگوش را مقهور خویش کرده است،(مهدی مسائلی)
ناگفته نماند طنز و شوخطبعی در حوزه، افزون بر بالا بردن جذابیت عمومی مجالست با علما و طلاب، برکات فراوان دیگری نیز به همراه دارد؛ آنگونه که خطابههای تبلیغی آنها را نافذ کرده و بر دل مردم مینشاند و همچنین در عرصه درس و بحث نیز لطافت و شادابی را بر فضای تحصیلی حوزه حاکم و تحمل سختیهای درک مسائل علمی را آسانتر میکند. حتی عرفا و عالم ربانی در حوزه نیز اشک و لبخندشان همراه یکدیگر است .( کتاب شوخ طبعی های طلبگی)
نمونهایی از این دست طنز آوردهایم، باشد که مقبول افتد.
با یکی از طلاب عراقی هم اتاق بودم و از او زبان عربی می آموختم او ایام تبلیغی به مناطق عرب نشین ایران می رفت. روزی می گفت طلبگی عالم پر رمز و رازی. برخی مردم حسابی به روحانیون به دلیل شبهات و شایعات بد بینند و برخی حتی آنها را مانند فرشتگان می دانند. گفتم کیف؟ هل لک دلیل علی هذا الکلام العجیب قال نعم.
برای تبلیغ در سال ۱۳۷۷به روستایی در اهواز رفتم به روستایی گفتم ببخشید. این مستراح هذا البیت ؟ دست شویی شما کجاست با تعجب نگاهی کرد و گفت برای چی می خواهی گفتم برای چه شما دست شویی می روید با تعجب گفت ولی مگه شما هم دسشویی می روید.




