حکایاتکتاب و کتابخوانی

خواهش می‌کنم در حق قاطرها پدری کنید

 

حکایتی از حاج‌حسن‌آقا ملک در خواندنی‌ها نقل شده بود از این قرار که حاج حسن‌آقا درشکه‌ای داشت که به قاطر می‌بست و نصرت‌الدوله، طالب آن درشکه بود. سیصد تومان می‌فرستد که بخرد. حاج حسن‌آقا در رودربایستی درشکه را می‌فروشد و کاغذی می‌نویسد که درشکه را فرستادم ولی خواهش می‌کنم در حق قاطرها پدری کنید.

بریده ای از کتاب ،تقریرات مصدّق در زندان دربارۀ حوادث زندگی خویش، یادداشت‌شده به اهتمام جلیل بزرگمهر، تنظیم‌شده به کوشش ایرج افشار، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۹، ص ۱۷۵

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن