صفحه اصلی

مشروح خطبه های نمازجمعه ۲۰ مردادماه اشکذر

بیست و یکمین خطبه نمازجمعه سال ۱۴۰۲ هجری خورشیدی شهرستان اشکذر
بیستم (۲۰) مرداد ماه سال ۱۴۰۲ هجری خورشیدی
حجه الاسلام و المسلمین طالبیان امام جمعه محترم شهرستان اشکذر
موضوع اصلی خطبه اول:
بتوانیم کاری کنیم که از از نفوذ شیطان به درون خود جلوگیری کنیم و آن هم میسر میشود فقط با اندیشیدن در حدیث امام حسین (علیه السلام) که در خطبه اول امروز راه های جلوگیری از نفوذ شیطان را به ما یاد داده اند

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله رب العالمین بار الخلائق اجمعین باعث الانبیا و المرسلین سیما خاتم المرسلین اباالقاسم المصطفی محمد و علی آله طیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه ‌الله حجت بن الحسن ارواحنا فدا و عجل‌ الله تعالی فرجه و لعن علی اعدائهم اجمعین من الآن الی یوم القیامه عبادالله اوصیکم و نفسی بتقوی الله
قبل از هرگونه سخنی خودم و همه شما سروران عزیز برادران و خواهران نمازگزار محترم جمعه را سفارش می ‌کنم به دوری از گناه و تهیه ‌ی بهترین زاد و توشه ‌ی سفر آخرت که همان تقواست انشالله خدای متعال توفیق کسب درجات عالی تقوا و حُسن عاقبت را به همه ما عنایت و مرحمت بفرماید
اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِم ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَآخِرَ تابِع لَهُ عَلى ذلِکَ، اَللّـهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَهَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ، وَشایَعَتْ وَبایَعَتْ وَتابَعَتْ عَلى قَتْلِهِ، اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ، وَعَلَى الاْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِکَ، عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ، وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ، وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ، وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
چون ایام متعلق به امام حسین علیه السلام و اهل بیت آن حضرت هست یکی ، دو حدیث در خطبه اول نماز جمعه از آن وجود مقدس خدمتتون ترجمه می کنم :
یکی از چیزهایی که هر انسان مومنی باید به آن توجه داشته باشد این است که:
چون انسان در معرض وسوسه ‌های شیطان و در معرض هواهای نفسانی است باید آگاه و عالم باشد به راه ‌هایی یا به معرفتی که اگر نصیبش شد می ‌تواند از آن طریق از گناه و معصیت فاصله بگیرد چند روایت از امام حسین علیه السلام در این زمینه رسیده است که خدمتتون ترجمه می ‌کنم
اولین چیزی که می ‌تواند ما را از گناه و معصیت بازدارد فهمیدن این حقیقت است که:
۱) در مسیر گناه و معصیت قرار گرفتن انسان را به آن هدفی که از طریق معصیت و گناه دنبال می ‌کند نمی ‌رساند این یکی از سنت ‌های قطعی خدای متعال است که نمی گذارد کسی از راه باطل از راه گناه از راه معصیت به یک حقیقتی دست پیدا کند و به جایی برسد
در یکی از فرمایشات نورانی امام حسین علیه السلام به این حقیقت اشاره شده : آنجا که فرمودند:
مَن حاوَلَ أمرا بِمَعصِیَهِ اللّه ِ کانَ أفَوتَ لِما یَرجُو وأسرَعَ لِما یَحذَرُ
کسى که با نافرمانى خدا در پىِ کارى باشد ، آنچه را امید دارد ، بیشتر از دست بدهد و به آنچه از آن مى پرهیزد ، زودتر گرفتار آید
هرکس چیزی را از راه نافرمانی خدا به دست آورد زودتر از آنچه که امید داشت آن چیز از دست او می ‌رود و زودتر از آنچه که از آن می ‌ترسید دامن او را خواهد گرفت
از این روایت این حقیقت به خوبی روشن و پیدا می شود که :
اصولا راه گناه و معصیت و تخلف از قوانین و دستورات خدای متعال در عالم قرار داده است راهی نیست که انسان را به هدف برساند
اصولا راه باطل هیچ هدفی را و هیچ مقصدی را برای ما به دنبال ندارد
امر دیگری که اگر با توجه شود انسان کمتر در دام گناه و معصیت گرفتار می ‌شود به یاد خدا بودن هست و پناه ‌بردن خدا و درخواست از خدای متعال که او را کمک کند تا در دام گناه نیفتد
امر دیگری گفتار خداوند در قرآن کریم را آیینه حق نمایی برای خود قرار دهد
اگر کسی برای پیدا کردن راه حل به قرآن رجوع کند و برای فاصله گرفتن از راه باطل و معصیت از قرآن استفاده کند این در دام گناه قرار نمی ‌گیرد

در همین رابطه می ‌توانم استشهاد کنم به فرمایش دیگری از امام حسین علیه السلام که فرمودند:
إنّ المؤمنَ اتّخَذَ اللّه َ عِصْمتَهُ و قولَهُ مِرآتَهُ ، فمَرّهً یَنظُرُ فی نَعْتِ المؤمنینَ ، و تارهً یَنظُرُ فی وَصفِ المُتَجَبّرینَ ، فهُو مِنهُ فی لَطائفَ ، و مِن نفسِهِ فی تَعارُفٍ ، و مِن فِطْنَتِهِ فی یقینٍ ، و مِن قُدْسِهِ على تَمکینٍ
براستى مؤمن، خدا را نگه دار خود از گزندها و گناهان و گفتار او قرآن را آینه خود گرفته است و گاهى در این آینه به اوصاف مؤمنان مى نگرد و گاهى به اوصاف گردنکشان مى نگرد و در آن نکته ها مى بیند و خود را شناسایى مى کند و به هوشیارى خود یقین مى کند و به پاکى خود اطمینان مى یابد
مومن از چند ویژگی برخوردار است
اولین ویژگی مومن :
خدای متعال را پناهگاه و ملجاء خود قرار می ‌دهد یعنی همیشه توجه به خدا دارد توکل به خدا دارد و پناهنده به خدا می‌شود تا از گناه و معصیت مصون بماند

دومین ویژگی مومن :
برای مصون ماندن از گناه معصیت قول و گفتار خدای متعال را آیینه خود قرار می ‌دهد
یعنی به قرآن کریم توجه دارد و اهل ارتباط با قرآن هست و اهل فهم آیات قرآن و تدبر در این کتاب آسمانی است
اگر کسی چنین بود و این انسانی که این قرآن آیینه خود قرار داده است و می ‌خواهد از طریق قرآن با حقایق آشنا بشود
گاهی در قرآن نظر می ‌کند اوصاف اهل ایمان در قرآن کریم می ‌شناسد و پیدا می‌کنه و سعی می کند که با این اوصاف به ویژگی ‌های اهل ایمان خودش را متصل کند
و گاهی هم درباره اوصاف متجبرین و زورگویان و ستمگران که در قرآن آمده است می ‌اندیشد
یعنی با این اندیشیدن درباره اوصاف و ویژگی ‌های انسان مومن و اندیشیدن و پیدا کردن اوصاف انسان ‌های ظالم و ستمگر سعی و تلاش می کند که خودش را به آن اوصاف پارسایان متقیان مومنان آراسته کند و از صفات زشت و پلیدی ‌هایی که ظالمان و ستمگران به آن گرفتار شده ‌اند پرهیز کند
خب اگر انسانی به خدا پناه برد و قرآن را مراد و قرآن را مرآت و آینه شناختن حق از باطل قرار داد این انسان از این طریق از ناحیه ارتباطی که با قرآن دارد و اینکه قرآن را آیینه پیدا کردن حق از باطل قرار داده است
به لطایفی و اندیشه ‌های نو قرآنی دست پیدا می کند
وقتی که به این اندیشه ‌های نو قرآنی دست پیدا کرد پس این انسان در پرتو ارتباط با قرآن کریم و راهنمایی ‌های این کتاب آسمانی جایگاه خودش را می ‌شناسد و معرفت پیدا می‌کنه به شان و مقام انسانی خودش
همین طور از این طریق با زیرکی و هوشیاری که از ناحیه قرآن کریم پیدا می ‌کند به مقام یقین می ‌رسد و جزو موقنین قرار می ‌گیرد
همین ‌طور به خاطر ارتباط این چنینی با قرآن کریم به پاکی خود اطمینان پیدا می کند
می رسد به جایی که می ‌فهمد روحش از هر نوع آلودگی پاک است
شاید بتوان از این حدیث شریف یک استفاده دیگر کرد و آن اینکه:
یکی از انواع و اقسام تفسیرهایی که ما برای قرآن کریم داریم می گویند:
تفسیر انفسی قرآن است
تفسیر انفُسی قرآن یعنی:
هر انسانی با دقت در آیات قرآن کریم و شناختن اوصاف انسان ‌های خوب شایسته و پی ‌بردن به صفات متجبرین و ستمگران و ظالمان و همه کسانی که از خدا غافل هستند به این لطایف قرآنی می ‌تواند دست پیدا کند
امیدواریم انشالله خدای متعال همه ما را از این گروه از این دسته قرار بدهد که اهل دقت در آیات قرآن کریم باشیم و از طریق دقت در قرآن کریم و اندیشه در این کتاب مقدس مراحل عالی معرفت نفس را انشالله طی بکنیم و به آن درجات عالی انسانیت برسیم
پروردگارا به حق محمد و آل محمد ما را به وظایف دینی بیش از پیش آشنا بفرما و توفیق عبادت و بندگی و ترک گناه به همه ما عنایت فرما و اموات و درگذشتگان از اهل ایمان و شهدای عزیز و امام بزرگوار در این ماه عزیز محرم الحرام و روز جمعه مورد الطاف و رحمتی خاص خودت قرار بده و ما را هم ببخش و بیامرز
اعوذبالله من الشیطان الرجیم / بسم الله الرحمن الرحیم
والعصر/ان الانسان لَفی خسر
الا الذین آمنو و عملو الصالحات و تواصو بالحق و تواصو بالصبر
(صدق الله العلی العظیم)

موضوع خطبه دوم:
چگونه از هواهای نفسانی دوری کنیم و نمازهایمان را تباه نکنیم و بدانیم چطور شد که مدینه پیامبر (ص) به مرکز فحشا و منکرات تبدیل شد و خودمان را از این دو گناه بزرگ دور کنیم
بسم الله الرحمن الرحیم
نحمد الله علی آله و نستعینه علی معرفته و نومن به و نتوکل علیه و نصلی و نسلم علی جمیع الانبیاء و المرسلین سیما خاتم الانبیا و اشرف الرسل حبیبنا و نبینا و مولانا اباالقاسم المصطفی محمد (ص) و علی عَلی و فاطمه و الحسن و الحسین و عَلی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محد و الحسن بن علی و الخلف القائم المنتظر المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
عبادالله اوصیکم و نفسی بتقوی الله
بخش اول خطبه دوم:
خطبه دوم را هم مزین می کنم به حدیثی از امام حسین (ع) و چون فردا هم روز بیست و پنجم محرم و به روایتی سالروز شهادت حضرت امام سجاد (ع) است به همین مناسبت هم عرائضی را داشته باشم:
از امام حسین (ع) نقل شده است که خطاب به همه ما و همه اهل ایمان در همه دوران ها فرمودند:
بپرهیزید از پیروی کردن از هواهای نفسانی و از هواپرستی و شهوت رانی و اینکه خودتان را معیار قرار دهید که هر چی دلتون می خواهد به آن برسید چه از راه حلال چه حرام از آن بپرهیزید
تسلیم هواهای نفس و خواسته های حیوانی و شهوانی نباشید چرا ؟
برای اینکه حاصل و نتیجه پیروی از هواهای نفسانی چیزی جز ذلالت و گمراهی از راه حق نیست و پایان آن هم آتش جهنم است
پس لبیک گفتن به هوای نفس دو پیامد سوء دارد:
اول: انسان را در جمع گمراهان عالم قرار می دهد
دوم: پایان آن هم آتش جهنم خداوند خواهد بود
انشالله خداوند به حق محمد و آل محمد به ما توفیق دهد که از اطاعت از هواهای نفسانی و اطاعت از شیطان فاصله بگیریم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
بخش دوم خطبه دوم:
همانطور که گفته شد ابتدای خطبه دوم روز بیست و پنجم محرم الحرام به حسب نقلی روز شهادت مظلومانه امام زین العابدین و سیدالساجدین (ع) می باشد
من به همین مناسبت می خواهم یک حدیثی را از آن حضرت نقل کنم ولی بعد از آنکه دو آیه از سوره مبارکه مریم (س) را خدمتتون ترجمه کنم:
آشنایان با قرآن کریم می دانند که خدای متعال در این کتاب آسمانی در سوره مریم چندین بار به پیغمبر اکرم (ص) و در حقیقت به همه ما هم خطاب می کند و می فرماید:
وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَ ۚ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَکَانَ رَسُولًا نَبِیًّا
و یاد کن در کتاب خود شرح حال اسماعیل را که بسیار در وعده صادق و رسول و پیغمبری بزرگوار بود.
و بعد در آیات مختلف بعضی از انبیای عظام علیهم السلام را نام می ‌برد
و از پیغمبر می ‌خواهد که به یاد آنها باشد
بعد در آیات پنجاه و هشتم و پنجاه و نهم این سوره خدای متعال یک تجلیلی می ‌کند از همه این انبیای عظامی که از آنها یاد شده است و می‌فرماید:
أُولَئِکَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ مِنْ ذُرِّیَّهِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِنْ ذُرِّیَّهِ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْرَائِیلَ وَمِمَّنْ هَدَیْنَا وَاجْتَبَیْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُکِیًّا ﴿۵۸﴾
آنان کسانى از پیامبران بودند که خداوند بر ایشان نعمت ارزانى داشت از فرزندان آدم بودند و از کسانى که همراه نوح [بر کشتى] سوار کردیم و از فرزندان ابراهیم و اسرائیل و از کسانى که [آنان را] هدایت نمودیم و برگزیدیم [و] هر گاه آیات [خداى] رحمان بر ایشان خوانده مى ‏شد سجده‏ کنان و گریان به خاک مى‏ افتادند (۵۸)

فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاهَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا ﴿۵۹﴾
آنگاه پس از آنان جانشینانى به جاى ماندند که نماز را تباه ساخته و از هوس ها پیروى کردند و به زودى [سزاى] گمراهى [خود] را خواهند دید (۵۹)
این کسانی که گفتیم از آن‌ها در این کتاب در این قرآن یادی کن کسانی هستند که از انبیا هستند و خدای متعال به آنها نعمت داده است
بعضی از این انبیا از ذریه آدم هستند انبیایی که از ذریه حضرت آدم هستند همه آن انبیای هستند که قبل از حضرت نوح بودند
چرا برای اینکه آن‌هایی که بعد از جریان طوفان آن شهر و به سمت نوح رفتند و بر کشتی سوار شده بودند آن‌ها پیغمبرانی بعدی و بعد از آن جریان هستند
لذا اینجا خدای متعال انبیا را به چند گروه تقسیم می کند:
گروه اول:
انبیایی که از ذریه آدم بودند
گروه دوم:
آن کسانی که از ذریه آنهایی بودند که همراه نوح سوار بر کشتی شدند
گروه سوم:
آن انبیایی که از نسل و ذریه ابراهیم و اسرائیل (علیهم السلام) هستند
این ها را خدای متعال نام می ‌برد
بعد خداوند می ‌فرماید:
ما آن‌ها را هدایت کردیم و آنها را خودمان برگزیدیم
آن کسانی که برگزیده شدند از ناحیه ما و مجتبی ما بودند و مورد هدایت خاص ویژه ما قرار گرفتند
آن کسانی که از ویژگی شون این است که:
وقتی آیات خدای مهربان و رحمان بر آن‌ها تلاوت می ‌شود این ها به سرعت به سجده می افتند و گریه می کنند
بعد خدای متعال در آیه بعدی می‌فرماید:
فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاهَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَات
اما بعد از این انبیا و بعد از همه آن کسانی که ما آن‌ها را هدایت کردیم و انتخاب کردیم و با خدای رحمان در ارتباط بودند از طریق سجده و گریه
بعد از آنها یک عده ‌ای آمدند جای آنها را گرفتن ولی راه آن‌ها را نرفتند
چه کردند پس ؟
دو خطای بزرگ انجام دادند و آن اینکه
گناه اول :
ارتباط خود را با خدا قطع کردند و نماز را که بهترین نوع ارتباط با خدا هست قطع کردند و آن را ضایع کردند یا اصلا نماز را نخواندند و یا ارتباط نداشتند یا آنگونه که باید نماز را به جا می ‌آوردند نیاوردند
گناه دوم:
پیروی کردند از شهوات و امیال و هواهای نفسانی
در حقیقت خدای متعال به تعبیر دیگه می ‌خواهد بفرماید:
انبیا با آن خصوصیت ‌ها آمدند و آنگونه مقرب درگاه الهی بودند و توانستند از نعمت و خواست خدا برخوردار شوند
اما یک عده ‌ای که آمدند بعد از این ‌ها با ترک نماز و افتادن در دام شهوات سرنوشت سختی پیدا کردند و گرفتار عذاب دردناک آخرت شدند

در ذیل این دعای شریفه روایتی از امام سجاد علیه السلام رسیده است که حضرت فرمودند:
مراد از این آیه ما هستیم
دو مصداق می شود برای این فرمایش امام سجاد بیان کرد:

اول:
در آن آیه اول که گفته شد این مراد ما ما هستیم
یعنی بعد از آن ذریه انبیایی که از آن‌ها نام برده شد یه عده ‌ای را خدا برگزید که آن ما اهل بیت باشیم مراد ما هستیم

دوم:
یک تفسیر دیگه ‌ای هم برای این آیه می شود بیان کرد که با توجه به آیه بعدی می خواهند بفرمایند که:
این هم برای قوم ما و برای ملت مسلمان اتفاق افتاد
یعنی در دوران صدر اسلام که پیامبر اکرم آمد مسلمون ‌ها را به نماز و پیروی از حق و اطاعت از خدا و بندگی خدا دعوت کرد
یکی از مصادیق روشن اون عده از مسلمان هایی که بعد از مسلمان بودن شان گرفتار وسوسه ‌های شیطان شدند عبادت و بندگی خدا را رها کردند
در دام شهوت ‌ها افتادند
همان مسلمان ‌هایی که با بی ‌توجهی به دعوت امام حسین علیه السلام
و با همراهی نکردن آن حضرت در قیام علیه یزید در دام شهوت ‌ها  افتادند و به آن مصیبت ‌های سخت گرفتار شدند
در حقیقت حضرت می ‌خواهند به نوعی اشاره کنند به وضعیت دوران امامت سی و پنج ساله خودشون
مستحضر هستید که دوران سی و پنج سال امامت امام سجاد علیه السلام خیلی دوران به شدت سختی بود
چون لشکری از سوی یزید مهیا شد و فرستاده شد به مدینه و جان و مال و ناموس مردم مدینه را یزید بر لشکریان خودشمجاز دانست و آنها هر قدر توانستند جنایت کنند
عجیب است که از تاریخ استفاده می شود:
در اون مقطع و دوران بعد از آن مدینه پیغمبر که دومین شهر مقدس است که در آن سرزمین وحی نازل شده
قبر مطهر پیامبر (ص) در آنجا هست
شد مدینه مرکز فحشا و فساد و منکرات
به قول امروزی ‌ها برنامه ‌های عهیش و نوش و شرب خرم داشتند
به قول امروزی ‌ها پارتی و شب نشینی داشتند
تا جایی که ابوالفرج اصفهانی نقل می کند: که یک کنیزک رقاصه و فاحشه و آوازه خوانی در مدینه بود که مردم می ‌آمدند و مردم در برنامه های او شرکت می ‌کردند
خبر رسید به شهر شام و حاکم شام به حاکم مدینه دستور داد گفت :
فلان رقاص را فلان زن آوازه خوان را برای ما بفرست شام اینجا برای مردم شام بنوازد
نقل کردند که وقتی خواستند این زن فاحشه و رقاصه را از مدینه به شام ببرند مردم مدینه اعتراض کردند و راضی نشدند که این رقاص و فاحشه از شهرشون برود
درخواست داشتند که حکومتی که در شام هست موافقت کند که این است رقاصه برای مردم مدینه و آن برنامه ‌های همراه با فساد خودش را اجرا کند
یعنی کار مدینه به اینجا رسید
براثر چه چیز ؟
بر اثر این که بعد از شهادت حضرت سیدالشهدا و خانه ‌نشین کردن امامان واقعی و جانشینان راستین پیغمبر (ص)
فساد همه جا را گرفت
تا جایی که شهر مدینه آلوده شد به بدترین فساد های اخلاقی و جنسی که حالا در تاریخ تمام این ‌ها ثبت شده است
پس یکی از چیزایی که ما امروز باید بهش توجه بکنیم همین است
ببینید اگر گناه و معصیت در یک جامعه رواج پیدا کرد این گناه و معصیت عاملی است برای مفاسد بیشتر
در حقیقت این بستری فراهم می کند برای گناهان قوی ‌تر و زشت ‌تر
گناهی که انسان مرتکب می شود یک قدم برای گناه شدیدتر و سخت ‌تر بر می دارد
امروز هم ما همین حرکت شوم را می ‌بینیم که دشمنان اسلام و مسلمین برای امت اسلام حتی برای ایران اسلامی در برنامه خود دارند
مخصوصا درباره ایران اسلامی
این ‌ها دنبال این هستند که با گسترش دادن فساد های اخلاقی ولنگاری و بی حرمتی به مقدسات
مردم را به سمت اباحی ‌گری و فساد و فحشا به مقدسات سوق بدهند
پس بدانیم و بدانند همه مردم ایران اسلامی که اگر ما به این سمت حرکت کردیم و جزو آن کسانی بودیم که بعد از آن مسیر راستین آمدیم ولی با آن مسیر حق به نزاع و مخالفت برخاستیم و ۱) با ضایع کردن ارتباط با خدا
۲) گسترش هواپرستی و شهوت رانی
به هر حال ما گرفتار عذاب سخت خواهیم شد
امروز متاسفانه در جامعه اسلام می خودمون جریان ‌هایی را می ‌بینیم:
حرف هایی را بعضی از افراد مشهور می ‌شنویم که این ‌ها با حرف ‌های نسنجیده و خلاف منطق و خلاف قرآن و حدیث که می ‌گوید
خواسته یا ناخواسته دانسته یا ندانسته
مردم را به سمت اباحی گری و ولنگاری دینی در جامعه سوق و جهت می ‌دهند

اینکه کسی بگوید حجاب واجب شرعی است اما الزامی و اجباری نیست
یعنی چی ؟
اگر چیزی واجب شد همه باید آن را رعایت کنند و اگر کسی رعایت نکرد باید به او تذکر داد باید با امر به معروف و نهی از منکر با موعظه و نصیحت او را برگرداند
اگر ملاک در اجرای احکام دین عدم اجبار هم باشد
پس یک ولنگاری در همه عرصه ‌ها هم به اصطلاح بر این اساس اشکال نخواهد داشت
آقا فرض بفرمایید:
کسی بگوید شراب خواری حرام اما نمی شود کسی را مجبور کرد که شراب نخورد
ایجاد مرکز فساد و فحشا و زنا و معصیت جایز نیست اما نمیشه ازش جلوگیری کرد
معنای این دو چیست ؟
یعنی بر هیچ‌کس لازم نیست مقید به اجرای احکام دین باشد و اصولا بساط امر به معروف و این دستور دین باید نادیده گرفته شود
این معنای عدم اجبار بر اجرای احکام دین است
البته اونا مثال به حجاب می ‌زنند ولی خب وقتی ملاک شما عدم اجبار قرار می ‌دید این توسعه پیدا می کند
اگر شما می گویید حجاب یک واجب شرعی است ولی اجباری نیست
همین اجباری نبودن را برای زنا برای شراب برای هر گناه بزرگ دیگری می ‌توان گفت:
شراب خوردن حرام است
بدحجابی و بی حجابی حرام است
اما اجباری نیست
معناش این که کسی شراب خورد نمیشه بگی چرا می‌خوری یا نمیشه منعش کنی اگر یک کسی مرکز فساد و فحشا درست کرد درسته کار خلاف کرده اما نمیشه منعش بکنی
این ولنگاری متاسفانه امروز معاندین و دشمنان از آن دم می زنند نمی داند آدم واقعا بعضی ‌ها دنبال چی هستند ولی همین قدر به قطع و یقین می ‌دانم

انسان اگر از مسیر اهل بیت علیه السلام و از مسیر دین فاصله گرفت شیطان گره ‌های ایمان او را یکی پس از دیگری از جا می دَرد و کارش به جایی می ‌رساند که یک زمانی پیش بیاید که تبلیغ بی ‌دینی هم داشته باشد
تبلیغ بت ‌پرستی هم داشته باشد
اینکه می بینید بعضی ‌ها تا اینجا پیش آمدند که می گویند :
آقا در یک کشور اسلامی بهائی ها هم باید احترام داشته باشند
خب این بهائیت اصلا دین نیست
بهائیت یک گروه منحرف سیاسی وابسته به استکبار و صهیونیست است
ولی انسان اگر در مسیر باطل قرار گرفت کار شیطان این است که :
گره ‌های ایمان او را یکی یکی باز می کند
همه فقهای شیعه می ‌فرمایند که :
این ها مرتد هستند
این ها نباید مورد احترام باشند
از حقوق شهروندی برخوردار نیستند ولی یک آقایی میاد میگه نه
خیلی باید انسان مواظب باشد
این ها لغزش ‌های کوچکی نیست
لغزش ‌های است که عده دیگه ‌ای هم گرفتار می کند و مردم را به سمت ولنگاری و بی حیایی و بی ‌عفتی سوق میدهد
خدا انشالله همه ما را از شر وسوسه ‌های شیطان و هواهای نفسانیحفظ کند
و به حق محمد و آل محمد ما را در هیچ امری از امور دنیا و آخرت به خودمان وانگذارد
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد (علیهم اجمعین)
پروردگارا کاستی ‌ها نواقص آن را بر ما ببخش عیوب نفسانی ما را برطرف فرما
عزاداری سیدالشهدا و اصحاب مظلومش را از همه محبان و عاشقانش قبول فرما
در نامه اعمال ما ثبت و ضبط بفرما
پروردگار را به ما توفیق بده هر کار نیکی که انجام می ‌دهیم آن را حفظ کنیم و آن را نابود نکنیم
رهبر معظم انقلاب را تایید فرما
لشکر اسلام در هر کجا است بر کفر و نفاق پیروز بفرما
و به حق سید الشهدا (ع) اموات گذشتگان و ذوالحقوق را ببخش و بیامرز
اعوذبالله من الشیطان الرجیم / بسم الله الرحمن الرحیم
قُل هوالله اَحد/الله الصَمد/لم یلد و لم یولد/و لم یکن له کفوا اَحد
صدق الله العلی العظیم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا