” ترانه دار قالی “، چند خط گفتگوی مادر و دختر اشکذری به مناسبت یک روز خدایی

از زنِ پایِ تشت کهنهِ بچه
تا زنِ نو نوار کننده ایران
انجمن ادبی شهید گمنام شهرستان اشکذر به مناسبتِ روز خدایی دوازده فروردین” روز جمهوری اسلامی” و نشر دستخط معلم شهید اشکذری در فضای مجازی با موضوع ” دخالت زنان در امور جامعه و بی تفاوت نبودن نسبت به سرنوشت ایران عزیز”چند خط دلنوشته به نام ” ترانهِ پای دارقالی ” که در واقع زبان گفتگوی یک مادر و دختری در پشت دارقالی منتشر کرد
این دلنوشته را یک نوجوان و فعال فرهنگی خضرآباد خانم زهرا الطایی دکلمه خوانی می کند
خانه مادرم بودم
امتحانِ علوم پایه می خواندم
دندانپزشکی هم!
هی، خدا قصه ایی دارد
دخترم فاطمه خواباندم
و البته من نخواباندم
هر بار از تهران می رسیدم من
لای لای، بچه ام
این بود که
مامان بزرگش می خواند
بله، ترانه پایِ دار قالی مادر
لالی لای نورچشمم بود
“لاکی جا خود
سورمه ای دو پیش آمد”
مادر دو باره برپاکی زد!
به خانم همسایه گفت:
ماسی سه پیشرفت،
یکی جا بنداز ،دوتا پیش برو
حالا کلوزاربده، پاکی تیزکن
وسط این ترانه مادر
فکر شبهه پیشرفت مادر افتادم
مادر امروز ، مادران قدیم
بلند گفتم :
“مادر جان ، قربان دستان
و چین های قالی ات”
بی مقدمه می پرسم
زنِ قبل انقلاب
چقدر پیش رفت
و او چه مقامی داشت!
مادر با خانم همسایه خندیدند
و گفت”مقام”
باز خندید و گفت:
زن آن زمان
مقام داشت!چه مقامی!
فقط پای تشت
و شستنِ کهنهِ بچه
نه! مثل دختر و مادرِ امروز
فکرِ نو نوار کردن ایران
مادر دیروز یا برهنه یا در پستو
نه ! فکر تحلیل اخبار جهان
زن آن زمان مقام داشت!
چه مقامی!
فقط و فقط پشتِ دارقالی و
گفتن رنگ و خواندن نقشه
نه! شیر کردنِ نقشهِ گربه ایران





