رمضانیهِ «چشم، آخدا»

با چند تا از بچه های مسجد مهدیه اشکذر دورهم نشسته بودیم؛تا برای برنامه های ماه مبارک رمضان امسال یک اسم انتخاب کنیم ، یکی از بچه ها این روایت را تعریف کرد که:
” پیامبر عزیز ما در روزهای پایانی ماه شعبان در خصوص برتری های ماه رمضان نسبت به ماه های دیگر،شروع به سخنرانی کردند در این میان امیرالمومنین(ع) سوال کردند «ای رسول خدا(ص) برترین کارها در ماه رمضان چیست؟».
پیامبر خدا(ص) در پاسخ فرمودند:«گناه نکردن در این ماه،برترین عمل است»
بعدِ شنیدن این حدیث،بچه های جلسه گفتند به نظر می آید که باید دراین ماه مبارک رمضان،در کنار برنامه های جزء خوانی قرآن و مناجاتخوانی اصلی ترین کارمان این باشد،یادبگیریم در مقابل احکام و دستورات خدا بگویم ” چشم، آخدا” به نظر اسم برنامه های امسال هم همین باشد “چشم، آخدا”
شاعر نوجوان ،انجمن ادبی شهید گمنام مجموعه هزار چشمه کویر، ذبحی هم به همین مناسبت شعریی که در واقع تصویری از توبه یک جوان است را به تصویر کشانده است :
هر چه گفتی یا خدا برگشتم از تو رد شدم
اخم کردم روی برگردانده با تو بد شدم
دور برگردان فراوان بود اما بی هوا
چشم بسته رفتم و بین تو و دل سَد شدم
عهد میبندم بگویم چَشم، قبولم میکنی؟
من بگویم چَشم، میگویی که چَشمت بی بلا؟
میشود مثل شهیدان رنگ و بو گیرم ز تو؟
حسرت حال شهیدان داده جانم را جلا
من دلم تنگ است، تنگ لحظه ناب سحر
لحظه هایی که شده با اشک و آهم همنوا
عهد میبندم بگویم چَشم، قبولم میکنی؟
من بگویم چَشم، میگویی که چَشمت بی بلا؟
چشم خواب آلود من را در سحر بیدار کن
همچو حاج قاسم مرا چشمی بده غرق صفا
مثل بهجت در نمازم عشق را هدیه بده
مثل قاضی نفس و روحم را کن از دنیا جدا
عهد میبندم بگویم چَشم، قبولم میکنی؟
من بگویم چَشم، میگویی که چَشمت بی بلا؟
من دلم را وصله مِهر تو کردم آخدا
ای رفیق شیش من در اوج غم ها، آخدا
قول دادم مثل مشتی ها عبودیت کنم
مثل قاسمْ حاتمی،دهقان و دوشا آخدا
عهد میبندم بگویم چَشم، قبولم میکنی؟
من بگویم چَشم، میگویی که چَشمت بی بلا؟




