صفحه اصلی

از اغتشاش در دیماه تا اجتماع اسفندِ مسجدالرضای اشکذر

یکی از فعالان رسانه‌ای اشکذر نوشت :سخنرانی حاج آقا میرباقری و تکبیرگویی کربلایی طالبیان در میدان مسجدالرضای اشکذر تمام شد!

جوانی حدودا ۲۰ ساله با یک لیوان چایی آمد پیش من و گفت : کار خصوصی دارم ، رفتیم گوشه ای و بدون هیچ مقدمه ای گفت :”عذاب وجدان دارم، شدید، به هم ریخته ام چه کنم !؟
گفتم برای چه ؟

گفت: در اغتشاشات دی ماه من هم جزء آنهایی بودم که گول خوردم، فریب خوردم ، وسط خیابان آمدم ، تعرض کردم ، بازداشت شدم، زندان رفتم !

اما خدا می داند از لحظه ای که رهبر شهید شده اند ، به هم ریخته ام،عذاب وجدان دارم ، راهی به من نشان دهید ، چه باید بکنم ! چه طور برگردم !

بهش گفتم اینجایی که الان ایستاده ای وسط تجمع ، آن هم با این روحیه توبه و بازگشت ، بزرگترین کاری است که داری انجام می دهی ! هم خودت تامل کن و بودنت در اینجا را با معرفت کن،هم دعا کن ، اگر مثل شمایی ، جوانی هست ، برگردد،و می توانی او را برگردان!!

ناخودآگاه یاد این جمله سردار شهید سلامی افتادم که می گفت: « ما با همین جوانانی که فکر می کنید با شما هستند سراغتان می آییم»

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا