فرهنگ عامه

وقتی «آبگوشت» غذای اعیانیِ مردم اشکذر بود

در قدیم، غذای مردم اشکذر ساده بود؛ نان، قوت غالبشان بود و آبگوشت، غذای اعیانی‌شان. معمولاً شب‌ها آبگوشت می‌پختند؛ غذایی مقوی و پرخاصیت که محبوب بسیاری از مردم بود.
آبگوشت از گوشت گوسفند، نخود، پیاز، گوجه یا رب گوجه، لیمو خشک، نمک و زردچوبه درست می‌شود. اگر گوشت کم بود و نخود فراوان، آن را «نخودآب» می‌خواندند؛ غذایی سبک‌تر که بیشتر به درد بیماران، سالخوردگان و نوزادان می‌خورد.
برخی باور داشتند گوشتِ پخته، خاصیتش را از دست می‌دهد. می‌گویند پیرمردی در اشکذر، گوشت را که از دیگ درآورد، داخل باغچه می‌انداخت تا گربه بخورد، خودش اما با لذت مشغول خوردن آبگوشت می‌شد!
دیگ‌های سنگی را خوب نمی‌شستند تا چربی ته ‌دیگ بماند برای شب بعد؛ هرچه دیگ چربتر، آبگوشت خوشمزه‌تر! یکی به شوخی گفته بود: «روزی که آبگوشت داریم، خوشحالترم؛ چون دو وعده غذا می‌خورم: یک‌بار خود آبگوشت، یکبار هم گوشت‌کوبیده!»
باقیمانده‌ی آبگوشت و کوبیده‌ی شب پیش را در جای خنک، مثلاً یخچال، نگه می‌داشتند و صبحانه می‌خوردند. گاهی آبگوشت، به‌ویژه اگر کله‌پاچه‌ای باشد، حالت ژله‌ای به خود می‌گیرد که آن را «بِلَرزُک» می‌نامند.
نقل است مردی که لرزش دست داشت، به توصیه حکیمی بِلَرزُک می‌خورد. دستش بی‌اختیار به ظرف بِلَرزُک ‌خورد و محتوای ظرف ‌لرزید. با طنز گفته بود: «این غذا خودش نمی‌تواند از لرزش در امان بماند، آن‌وقت می خواهد دست مرا درمان کند؟!»

منبع :کتاب «ریگ بوم ما ؛ کویر یزد با تاکید بر محله پشت باغ کاج اشکذر»

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا