برنامه ومراسم بیت الشهداتصاویر بیت الشهداتصاویر بیت الشهداصفحه اصلی

ته دیگ های سوخته در بید سوخته!

تصاویری از اردوی تفریحی بیت الشهدا ، بهار 1404

رسیدیم به مزرعه‌ی “بید سوخته”، جایی که برج سنگی‌اش قصه‌های قدیمی را زمزمه می‌کرد. دختر صاحب مزرعه، مثل راوی یک داستان عاشقانه، از پادشاه و ملکه‌ی مزرعه گفت و شاهزاده‌هایی که روزی در آن برج زندگی می‌کردند. یاد شازده کوچولو افتادم که سیاره‌ی پادشاه تنها را ترک کرد و پادشاه به او پیشنهاد داد: “بمان، تو را وزیر دادگستری می‌کنم!” ولی شازده کوچولو جواب داد: “اینجا کسی نیست که محاکمه کنم!” و پادشاه گفت: “خودت را محاکمه کن، این سخت‌ترین کار دنیاست!”

حالا ما اینجا، وسط مزرعه‌ای که انگار از یک کتاب داستان بیرون آمده، دور هم جمع شده‌ایم. یک روز کامل کوهنوردی، میوه‌خوری، تنقلات‌خوری، و البته جوجه‌پلوی معروفی که ته‌دیگ‌هایش سوخته بود! گویا آشپز مزرعه هم مثل آن پادشاه تنها، خودش را محاکمه کرده و به این نتیجه رسیده که « در بید سوخته ته دیگ ها هم باید سوخته باشد!»

نماز جماعت خواندیم، دعا کردیم، و خندیدیم به ته‌دیگ‌هایی که شاید به عمد سوخته بودند تا یادمان بماند زندگی همیشه شیرین نیست، گاهی هم کمی “دودی” می‌شود!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا