خامنهای یک حقیقت بود

إنّا لله وإنّا إليهِ رَاجعُون
خامنهای یک حقیقت بود، نه یک شخص؛ حقیقتی که در زمان ما تجلی یافت و ما را از ظلمات حیرت به نور یقین رساند.
«با رفتن او، زمین یتیم شد؛ اما آسمان به استقبال روحی رفت که سالها در زمین، رنگ آسمان داشت.
او ما را به خود نخواند، به خدا خواند؛ و راز محبوبیتش در همین بود که چیزی برای خویش نمیخواست.
خامنهای، دلها را فتح کرد پیش از آنکه سرزمینها فتح شوند.
ما در عصر غربت حقیقت میزیستیم و خامنهای بعد از خمینی ماند تا دوباره معنای حضور روح خدا را در تاریخ به ما نشان دهد.
شهادت، پایان یک راه نیست؛ آغاز امتحانی بزرگ برای امتی است که باید نشان دهد به راه ایمان وفادار میماند.
خامنهای رفت، اما راه او ماند؛ و این راه، راه انبیاست؛ راهی که با خون دل پیموده میشود.
او عبد صالح خدا بود؛ و خداوند، بندهای را که خود را به او سپرده باشد، جاودانه میکند.
در فقدان امام خود، اندوه ما اندوه یتیمی است؛ یتیمیِ نسلی که پدر معنوی خویش را از دست داده است.
اگر جسم او از میان ما رفت، روح او در تاریخ جاری است؛ در اراده ملتی که دیگر هرگز به گذشته بازنخواهد گشت.




