صفحه اصلی

خاک و آیه هشتم شاعر مجومردی منتشر شد

خاک و آیه هشتم شاعر مجومردی منتشر شد

“خاک”
ای خاک،ای ایران من بشنو
اینک منم آن دخترکوچک
تومادری ازجنس جغرافی
نام توروکردم روقلبم حک

روشونه ی شرق وشمال تو
مهمون شده شاه خراسانی
پنجره فولادش گره خورده
برچشم های خیس بارانی

کوبیده طوفان برسر ساقه
حالاببین خاکِت پراززخمه
لاله نشسته بازتوگلدون
ازداغِ گُل ها،گِل پراززخمه

ازجنگل هرّا نوشتم من
ازبوی جنگل های گیلانِت
ازسرو و افرا وبلوط و کاج
ازجان فشانی های تفتانِت

تو نه فقط،جنگل نداری که
دشت کویرو لوط هم داری
دربین خاکِ لاله زارخود
صدتکه ازیاقوت هم داری

برروی پیچ وتاب چالوسِت
دریا،”خزر”،یک تاج سرداری
موهای توبوسیدنی ترشد
روی سَرِت، قرصِ قمرداری

هرگوشه ازپیراهنِت،یک گل
گرگان وسمنان وسنندج،قم
ازشاخه ی یاسی که میپیچه
تارقص های شاخه ی گندم

سبزوسفیدوسرخ،این پرچم
پرچم نشان اقتدارتوست
اسمی که روی پرچمت، شدمُهر
تابوده،رمزافتخارتوست

دارم الفبایادمیگیرم
من دانش آموز همین خاکم
خاکی که قنداق منوپیچید
میپیچم وقد میکشم،”تاکم”

✍️شاعر باران دهقان
۱۴۰۴/۱۱/۱

“آیه هشتم”

آغوش خدابازشدوزودپریدی
ازگوشه ی این بام به معراج رسیدی
انگارنترسیدی وبالعکس پرازشوق
یک دانه بلیط سفرحشرخریدی

رفتی وبه هم ریخته شدنظم جهانی
توفیق شدحاصل که من از”تو”بنویسم
من شاعرتان بوده وُهستم وَبمانم
ازپاننشینم،غزلی نو بنویسم

رفتی که بخوانی غزل شاهِ رضارا؟
که بازکند قفل ودرِپنجره هارا؟
سقف حرمش بام بلندیست به خورشید
آغوش درآغوش کشدآینه هارا

دلتنگ توهستیم، من و بغض غریبم
اینجاکه شکسته ست دلِ تنگِ نجیبم
بر قطره “باران”،نظری کن که ببارد
امروزشوآقا،توشفابخش وطبیبم

دلتنگ توایم وُچه قَدَرفاصله داریم
ما رابه زیارت نبریمان،گله داریم
ای حجتِ حق روی زمین،آیه هشتم
ماعرض ارادت به همین سلسله داریم

شاعر:باران دهقان شعررضوی ۲۳م ذی قعده.روزخاص زیارت امام رضا(ع)
“دوبیت اول مربوط به شهادت رهبرعزیز
میباشد.)
۱۴۰۵/۲/۲۱

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا