شهدا

 صَلاحِ کشور و عصر پنج شنبه های اشکذر و کنگره های سرپایی که یکی یکی می روند

 

“هر کسی صلاح کشور را میخواهد یاد شهیدان را گرامی بدارد
من به همه‌ی گویندگان، نویسندگان و کسانی که تریبونی در اختیار دارند، توصیه میکنم: اگر صلاح این کشور و این ملت را میخواهند، یاد شهیدان، نام شهیدان، خاطره‌ی شهیدان و بازماندگان آنها و جانبازان را گرامی بدارند”

این جملات، کلام قائد و امام شهید ماست، هیچ کس مثل او قدر سِلاح و پیشرفت در موشک و پهباد را نمی دانست اما او صلاح را در یاد شهدا می دانست”

بگذریم! عصر یک پنج شنبه شهریور ۱۴۰۵ رفته بودم روضه الشهدای اشکذر؛ چند نفر از شاگردان،همرزمان و دوستان معلم شهید حاج محمد حسین جعفری نسب را دیدم خاطراتشان با شهید را مرور می کردند:

“تو سنگر،شهید حاج محمد حسین ، از خواب بلند شده بود رو کرد به جمع ما و به چند تا از بچه های اشکذر که اونجا بودیم گفتند:” خواب دیدم که در حسینیه سفید اشکذر هستیم و همه ما موظف شده ایم شمشیرهایی که بدست مان بود را تمیز و آماده جنگ کنیم ، به نظرم همین حالا حالا باید آماده بشیم که حمله ای در پیش است، بچه ها خنده ای کردند ، گفتند خط و پشت خط به این آرامی، نه صحبت از عملیات و حمله است نه صحبت از تک و پاتک ، محاله تعبیر خواب این باشه، خدا می داند نیم ساعت نگذشته بود که عراقی ها اونهم با لباس بسبجی به صورت نفوذی ها در پاتک زید حمله شدید کردند و بچه ها مجبور به مقابله شدیم ، بله خواب حاجی نیم ساعته تعبیر شد

یک نکته ای که برایم خیلی جای شگفتی دارد ، انتخاب آگاهانه شهید بود؛حقیقتا ما اون زمان سنی نداشتیم و معنای همسر و خانواده و دلتنگی نمی فهمیدیم ، حالا می فهمیم چی می گفت ، شهید حاج محمد حسین که دختر کوچکم را ندیده ام یعنی چه!؟ واقعا انتخاب شهید حاج محمدحسین آگاهانه بود ، نه صرفا یک احساسی باشد ،نه انتخاب این مسیر بامعرفت بود”

به گفته یکی از جمع که گفت ” عصر پنج شنبه ها کنگره های سرپایی شهدا سر تربت شهدا شکل می گیره که باید قدر دانست و خاطرات و انگیزه شهدا را ثبت کرد ”

دقیقا همین انتخاب آگاهانه و دل کندن معلم شهید جعفری نسب از همسر و فرزندان کوچک من را یاد این جمله قائد و رهبر شهیدمان انداخت که فرمودند:

“گذشت شهدا از محبّتهای آتشین به همسر و فرزندان؛ شهید فرزندان کوچکی دارد ــ جوان است دیگر؛ یکی دو تا یا سه تا فرزند دارد ــ به اینها دلبسته است، به همسرش دلبسته است، به پدر و مادرش علاقه‌مند است، [ولی] برای خاطر خدا، برای خاطر دفاع از دین، از اسلام، از انقلاب، رها میکند میرود. چه آنهایی که در دفاع مقدّس شهید شدند، چه آنهایی که شهدای امنیّتند و در مرزها به شهادت رسیدند”

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا