پیوند «کاکی بوشهر به اشکذرِ یزد» با عنایت شهید اشکذری
رؤیایی معنوی، بانویی از شهر کاکی استان بوشهر را به اشکذر یزد پیوند داد؛ بانویی که پس از مشاهده چهره شهید سید حسین میرزابابایی در خواب و شناسایی او از طریق فضای مجازی، راهی منزل خانواده این شهید شد و در ادامه، به پاس ارادت خود به شهیدان سید حسین و سید محسن میرزابابایی، یادبودی از این دو شهید والامقام در زادگاه خود برپا کرد.

بیبی فاطمه حسینی، از اهالی شهر کاکی، واقع در استان بوشهر و در فاصله حدود ۱۲۰ کیلومتری شهر بوشهر، ماجرایی را تجربه کرده است که آغاز آن به رؤیایی معنوی بازمیگردد.
او شبی در عالم خواب، شخصیتی نورانی را مشاهده میکند که خود را «سید حسین میرزابابایی» معرفی میکند. آن شخصیت خطاب به او میگوید:
«مشکلی که برایت پیش آمده، راهحل آن را میتوانی در منزل ما پیدا کنی.»
بیبی فاطمه در ابتدا به این خواب توجه چندانی نمیکند و آن را رؤیایی عادی و گذرا میپندارد.
مدتی میگذرد تا اینکه بار دیگر همان رؤیا تکرار میشود. این بار نیز همان شخصیت در خواب ظاهر شده و با تأکید بیشتری میگوید:
«چرا به منزل ما نرفتی؟ حتماً برو؛ چراکه راهحل مشکلت در آنجاست.»
تکرار این رؤیا، بیبی فاطمه را به فکر فرو میبرد. او که از این اتفاق متحیر شده بود، تصمیم میگیرد نام «سید حسین میرزابابایی» را در فضای مجازی جستوجو کند تا از هویت این شخص آگاه شود.
اما آنچه در ادامه با آن روبهرو میشود، شگفتزدهاش میکند؛ تصویر شهید سید حسین میرزابابایی، دقیقاً همان چهرهای است که او در دو رؤیای خود مشاهده کرده بود.
این اتفاق تأثیر عمیقی بر او میگذارد و حالوهوای معنوی خاصی در وجودش پدید میآورد. ازاینرو، روز بعد ماجرا را با حجتالاسلام والمسلمین حسینپور، امام جمعه شهر خود، در میان میگذارد.
پس از اطلاع از این ماجرا، آقای حسینپور با امام جمعه شهر اشکذر ارتباط برقرار میکند و زمینه سفر و دیدار با خانواده شهید را فراهم میسازد.
سرانجام، در تاریخ ۱۴۰۵/۰۸/۰۷، بیبی فاطمه حسینی به همراه هیئت همراه، راهی منزل مادر شهیدان والامقام سید حسین و سید محسن میرزابابایی میشود.
هنگامی که بیبی فاطمه وارد منزل مادر شهید میشود، حالوهوای خاص و وصفناشدنیای را تجربه میکند. او با مادر بزرگوار شهیدان دیدار کرده و پس از خوشوبش و گفتوگو با ایشان، بار دیگر احساس آرامش و حال معنوی عمیقی را در آن خانه تجربه میکند؛ خانهای که یاد و نام دو شهید والامقام، سید حسین و سید محسن میرزابابایی، در آن زنده و جاری است.
مدتی بعد، بیبی فاطمه به همراه هیئت همراه بر سر مزار مطهر این دو شهید حاضر میشود و در آن مکان مقدس، به راز و نیاز و گفتوگو با این دو شهید عزیز میپردازد.
این دیدار و اتفاقات معنوی، تأثیر ماندگاری بر روح و جان او میگذارد؛ تا آنجا که پس از بازگشت به شهر خود، به پاس ارادت و علاقهای که نسبت به این دو شهید پیدا کرده است، یادبودی از شهیدان سید حسین و سید محسن میرزابابایی در شهر خود برپا میکند.
این روایت، حکایت پیوندی معنوی با یاد و نام شهداست؛ پیوندی که از یک رؤیا آغاز شد و به دیداری با خانواده شهید و برپایی یادبودی برای زنده نگهداشتن نام و خاطره آن دو شهید والامقام انجامید.
یاد و نام شهیدان گرامی باد.





