کتاب و کتابخوانی

زوایای مختلف زندگی مهدی آذریزدی؛ مردی که در کتاب‌ها زندگی می‌کرد

همه ما مهدی آذریزدی را می‌شناسیم و با مجموعه کتاب‌های «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب»ش خاطره داریم. اگر‌ چه او هیچ‌وقت ازدواج نکرد و فرزندی نداشت اما یکی از افرادی که رابطه نزدیک‌تری با مهدی آذر‌یزدی داشت، رضا بردستانی است؛ مسئول سابق دبیرخانه بنیاد آذریزدی که در سال‌های آخر عمر این نویسنده بزرگ، همراهش بود و خاطرات بسیاری از این پدربزرگ مهربان قصه‌گو دارد. آنچه می‌خوانید بخش‌هایی از گفت‌وگوی او درباره این نویسنده عرصه کودک و نوجوان ایران است:

مرحوم آذریزدی در بخشی از زندگی‌نامه‌اش درباره این کتاب می‌نویسد: «جلد اول قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب را شب‌ها در حالی می‌نوشتم که توی یک اتاق ٢ در ٣ زیر شیروانی زندگی می‌کردم، با یک لامپای نمره دیوارکوب. خیلی هم می‌ترسیدم که مبادا کتاب خوبی نشود و مرا مسخره کنند. اتفاقاً آن را اول بار به کتابخانه ابن‌سینا سر چهارراه مخبرالدوله دادم و آن را بعد از مدتی پس دادند و رد کردند. گریه‌کنان آن را پیش آقای جعفری، مدیر انتشارات امیرکبیر در ناصرخسرو بردم. ایشان حاضر شد آن را چاپ کند…»

مرحوم آذریزدی عاشق مطالعه بود؛ تا جایی که دور تا دورش را کتاب گرفته بود و همه سرگرمی‌هایش در کتاب خواندن خلاصه می‌شد. با اینکه شبانه‌روز کتاب می‌خواند، اما می‌گفت می‌ترسم عمرم به پایان برسد و حسرت کتاب‌های نخوانده را با خود به همراه داشته باشم! بردستانی می‌گوید: «کتاب می‌خواند، کتاب می‌نوشت و اساساً در کتاب زندگی می‌کرد. هیچ جایی از زندگی او را نمی‌توانید پیدا کنید که در آن کتاب وجود نداشته باشد».

از وقتی به تهران آمد، در چاپخانه علمی، کتاب‌فروشی‌های خاور، ابن‌سینا، امیرکبیر و…  به شغل غلط‌گیری نمونه‌های حروف‌چینی‌شده یا تصحیح کتاب مشغول بود تا اینکه از سال ١٣٣۵ با نوشتن «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» رسماً کار نویسندگی را آغاز کرد.
سال ١٣۴۵ با جلد سوم قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب از یونسکو لوح تقدیر دریافت کرد و جلدهای چهارم و پنجم این کتاب از سوی شورای کتاب کودک در سال‌های ١٣۴۵ و ١٣۴۶ به عنوان کتاب ویژه سال شناخته شد…

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا