صفحه اصلی

زائر اشکذری وقتی در محوطه ویژه دارالذکر برای «حبیبِ ایران » قرآن خواند

یکی از فعالان رسانه‌ای اشکذر نوشت : توفیق شد در ایام باسعادت میلاد پیامبراعظم ص و امام صادق علیه السلام با کاروانی به نام دارالذکری های اشکذری که جمعی خادمین هیئت انصارالحسین شهدا بودند به مشهد مقدس رفتیم

شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ به نیت زیارت قائد شهید به دارالذکر رفتم ؛ به جای ایستادن و نگاه و نجوا با قائد شهید گفتم در کنار رواق در پشت سر جمعیت بنشینم و برای امام شهید که در حقیقت قرآنی ترین رهبر دنیا بود سوره قرآنی بخوانم

قبل از اینکه قرآن را بازکنم این سوال برایم ایجاد شد شخصیت امام شهید خصوصا سیره ایستادگی و مقاومتشان در برابر استکبار مانند کدام شخصیت قرآنی است !؟

مشغول فکر روی این موضوع بودم ، قرآن را باز کردم آیات پیرامون شخصیت حبیب نجار در سوره یس آمد؛شخصیت محکم و استواری که در دفاع از پیامبران اصحاب قریه از همه وجودش گذشت! و در نهایت به خاطر این ایستادگی به شهادت رسید

در ذهن مشغول مقایسه اوصاف شخصیتی چون حبیب نجار یا همان مومن آل یس با امام شهید بودم که ناگهان یکی از خدام با لیست پر از اسم و تلفن آمد و گفت:« آقا ببخشید یکی از قاریان قرآن که قرار بوده در این ساعت کنار تربت تلاوت داشته باشد نیامده ؛می توانید به جایگاه قاری کنار تربت بروید و مشغول تلاوت قرآن بشوید»

برایم باور کردنی نبود این توفیق نصیبم شده که به داخل محوطه ویژه تربت بروم آنهم برای تلاوت قرآن ؛ جایگاهی که باید به دارالقرآن حرم بروی، امتحان بدهی، سوابقت را ببینند و شرایط دیگر! با شوق و شور تمام قبول کردم

خادمان راهنمایی کردند برای رفتن به داخل محوطه ویژه ،وارد محوطه ویژه که شدم خیلی خیلی دلم می خواست به کنار تربت بروم و خودم را روی تربت بیاندازم و درد دل سیر با امام شهید کنم! یا اقلا از پرهای گل سرخ دور تربت از باب تبرک بردارم !

چه کنم که می دانستم قاریان محدودیت دارند و نباید چنین کاری کنند ! وارد محوطه شدم تنها کاری که به فکرم رسید این بود خم شوم و به رسم پهلوانان زورخانه ای برای ادب اجازه از مرشد خم شوم و زمین ورودی محوطه ویژه را ببوسم !حقیقتا مرشد زندگی ما ؛ قائد شهید بود.

به جایگاه ویژه قاری که رسیدم، صفحه ۴۴۰؛سوره یس آوردم به عشق آیات پرمفهوم این سوره و آیات شخصیت مومن آل یس ! تکبیر گویی و شعاردهی زائران که بین تلاوت قاریان خودجوش انجام می شود؛ تمام شد، قرائت را شروع کردم !

اتفاقا به آیات شهادت مومن آل یس که رسیدم دوبار این آیه را خواندم خلاصه یک چشم به تربت آقا بودو حزن و اشک و یک چشم هم به قرآن !

قرائت سوره یس تمام شد ، به خادمان نگاه کردم که اگر وقت هست سوره مبارکه فتح بخوانم که از راه دور اشاره کردند ، قاری بعد رسیده و تلاوت را تمام کنم ! سه صلوات محفلی فرستادم و بیرون آمدم !

آقای اسماعیلی خادم مسئول قاریان خیلی تشکر کرد و آب تبرکی حرم آورد بخورم ؛ به او گفتم اگر وقت بیشتری بود ؛ می خواستم سوره فتح را بخوانم.

ایشان هم به قاری بعدی گفت به خاطر تاکید امام شهید شما هم سوره فتح بخوانید !قاری بعد هم پذیرفت،

بعد از آن خادم باب گپ و گفت را بازکرد و از شهرم پرسید وقتی گفتم اهل شهرستان اشکذر یزد هستم خاطراتش با یکی از مجریان و بازیگران یزدی که می خواست نقش خادم حرم بازی کند را گفت

حقیقتا از این که آقای شهیدم که در حقیقت قرآنی ترین رهبر دنیا بود این توفیق را به من داد تا این قرآن را بخوانم خیلی خدا را شکر کردم! آری! آقای شهید ما ایستادگی را از شخصیت های قرآنی چون حبیب نجار ها و مومن آل یس ها گرفته بود که «حبیب» ایران شد

خاطره نگاری زائر اشکذری
کاروان دارالذکری ها اشکذری
شهریور ۱۴۰۵

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا